خط داستانی
این داستانی است از آنکه چگونه یک مرد از عمق ناامیدی به وسیله یافتن اشتیاقی در زندگی از خود محافظت میکند. در هامدِرزفیلد، یورکشایر، مردی مشهور و بازنشستهٔ اهل فن بدون ملاحظهای زندگیای غیرمعمول دارد. میشل هیگویز فیلمی از جیک منگل ورزل را در طول پنج سال به تصویر میکشد. در این مدت، جیک مجبور میشود حیاط خود را از طرف شورای محلی پاک کند و با کنار انداختن اختراعات عجیبش، درمییابیم چگونه و چرا در حاشیهٔ جامعه به سر میبرد. این مستند یک پرترهٔ عمیق از ذهن یک کجخلقی بریتانیایی است.