خط داستانی
عشق کی در قلعه رخت دوباره بست مینشینند ملکه به قلمرو اسکدادل بازگشته است اما از دست دادن برای یکی، سود برای یک پستچی کلاهبردار است بونیفاسیو را میبینیم که در تابستان خود را به گفتگوی شیرین تبدیل و به ستایش و ستایش میپردازد اگر تنها پرنسس مولی ورودش را نداشت زودتر همه چیز درست میشد اما این دختر به مادرش میرفت و نقشه را کشف میکرد ملکه به نظر میرسد همسری جدید یافته است اما کاهن فریبکار تنها به داستانهای افسانهای قلمرو علاقهمند است