خط داستانی
ایتو کارگردان فیلمی است که نه پولی دارد و نه دختری و هر شب درباره عشق خشونتآمیز همسایه تازهمهمان مینالد همسایهاش هاندا به نزد او میآید و ظاهراً با دختر یکی از یاکوزاها فرار کرده است و از ایتو میخواهد او را از دست دشمنان پنهان کند ایتو که با چنین درخواستی مواجه میشود اما ۳۰۰۰۰۰ ین برایش زیاد است و در نهایت آن را میپذیرد