خط داستانی
الیای پرسیلد باجویی میخواهد در یک کمدی بازی کند و ثابت کند که شوخ است. اما پس از از دست دادن نقشی در بازی کارتی، ناامیدی اش را با نوعی شراب سفید مشکوک از دست میدهد که او را به چرخه زمانی میبرد. در گذر از روز اول سال، یولیا سعی میکند بارها و بارها ثابت کند که نه تنها آدم خوبی است بلکه بازیگر بانمکی هم هست.