خط داستانی
دختری جوان گریه میکند. روز نو آغاز میشود. ریکه به عنوان نقاش و ترمیم کار میکند. جامه کار سفید به تن دارد. هر روز با وسایل نقلیه عمومی به سر کار میرود. او و همکارانش دیوارها را سفید نقاشی میکنند. هر حرکت واضح است. پس از کار به خودش دستهگلی میخرد و در حالی که در کوچهها قدم میزند، چیزی در جهان به او بازمیگردد.