خط داستانی
ناویا تازه کار و زندگی مستقل را آغاز کرده است. تا کنون با دختری قرار نداشته است و عاشق شدن نیز برایش تجربه نشده است. پدر ناویا ویرایشگری پرمشغله و بااستعداد است. روزی ناویا پدر را در شهر می بیند که پدر با مردی که منتظرش بوده می بوسد و به ناحیه هتل می رود. ناویا با شوکه ای می فهمد پدرش همجنس گرا است