خط داستانی
در دوره اوجگیری موج موسیقی پاپ دههٔ آخر اینه، و شیوع اچآیوی که در حال بالا رفتن است، پسری دوازده ساله به نام باعز راز مهیبی درباره پدری که او را پرستش میکند کشف میکند که میتواند خانوادهاش را از هم بپاشاند. در سفر چند ساله، باعز سعی میکند زخم را التیام بخشد و پیوند پدر-فرزند را که هرگز از آرزویش دست نکشیده بود بازیابد.