خط داستانی
در یک امضای کتاب در نرماندی آنی رنو، هفتاد ساله، به یادگارهای تابستان سال هزار و نهصد و پنجاه و هشت می رود که هنگام هفده سالگی بود او از شهرش برای کار به عنوان مشاور اردوگاه رفت در اولین مهمانی رئیس مشاوران تصمیم به از بین بردن پرده دارخود می گیرد او را جذاب می بیند و به انجام آن رضایت می دهد گویی برخلاف میل خود... بدنی بیگانه برای او می شود مکانی برای قربانی شدن