خط داستانی
مردان در خیابانها با نگاههای خیره تعقیب میشوند. کسی یک چیهواهوا را راه میبرد، کسی در حال دویدن است، اما نگاههای نگران همه به پترو و آندری — افسران استخدامی که مدارک نظامی را بررسی میکنند، دوخته شده است، چه تعطیلات باشد و چه نباشد. وقتی افسران با مرد IT آزاد، ساشکو، مواجه میشوند، این جوان دو درخواست دارد قبل از اینکه او را ببرند: اینکه به فروشگاه بروند تا او بتواند غذایی برای گربهاش بخرد و اینکه اجازه داشته باشد نان عید پاکش را تقدیس کند.