خط داستانی
مردی بی کار به نام سوزوکی پس از شکستن دستگاه فروش نوشیدنی مشروب توسط پلیس به اداره برده می شود؛ او درباره انفجار دو بمب پیشگویی کرده و ادعا می کند بمب های بیشتری وجود دارد. پلیس او را به عنوان تروریست بازجویی می کند. اما سوزوکی ابتدا ادعا می کند از طریق رسانه های ذهنی درباره بمب ها دانسته و بعد ادعا می کند که برای فراموشی به هیپنوتیزم شده است. او نام هایی را با رمزها به بازجویی کنندگان حس بازی می دهد و به نظر می رسد با کاراگاه پیر نامدار کیامیا و همکارش رویکه ارتباط دارد. آیا در واقع سوزوکی عامل انفجارها است یا نه؟