خط داستانی
چارلز سروآس یک سکه را روی زمین پیدا میکند و آن را به دست میآورد. وقتی سعی میکند از آن برای پرداخت کرایه تاکسی استفاده کند، راننده تاکسی میگوید که سکه تقلبی است. متاسفم! من چیز دیگری ندارم، به عنوان یک کمدی احمقانه، سروآس نشان میدهد و به راه خود ادامه میدهد تا به یک سری از افراد پول ندهد.