برای نجات همکلاسیاش لیزا، لشا، که فردی حساس و خیالپرداز است، مرتکب جرم میشود - او تالسمن مادر لیزا، یک سنجاقک، را میدزدد تا آن را بفروشد و برای لیزا بلیطی بخرد تا به مادرش که در خارج از کشور ازدواج کرده برود، بعد از آن لیزا به طور کلی رشدش متوقف میشود. لشا تمام عذابهای مجازات و تغییرات را تجربه میکند و در نتیجه، او و تمام دوستانش که در عملیات مخدرکن شرکت کردهاند، به آرزوهای عزیزشان دست مییابند.