در اردوگاه تمرین شنا، مربی سوفیا و همسرش، مربی تروفیم، خواهرزاده یتیم خود را برای بزرگ کردن به خانه میآورند. آنیا امید را نشان میدهد، اما پس از مرگ والدینش صحبت نمیکند که این موضوع باعث آزار و اذیت او توسط سایر ورزشکاران میشود. با دفاع از دیما، یکی از پسران تیم، او اولین دوست واقعی خود را پیدا میکند. در عین حال، زنجیرهای از عواقب غیرقابل برگشت آغاز میشود که میتواند رابطه تروفیم و سوفیا را نابود کند.