او دوید زیرا هیچ انتخاب دیگری نداشت. او از آنچه که ممکن بود اگر جرات میکرد متوقف شود، میترسید. زمانی برای فکر کردن نبود. به سختی زمانی برای نفس کشیدن داشت. با مچ پای شکستهاش دوید. با بازوهای کبودش دوید. با پهلوهای خونینش دوید زیرا میدانست امروز روزی است که قرار بود بمیرد.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.