پهپادها در بیابان نوادا آغاز میشود، جایی که دختر جدید سو لاوسون به خلبان جک ملحق میشود در یک پناهگاه گرم و بدون پنجره که از آنجا پهپادهای بدون سرنشین را در دشتهای افغانستان هدایت میکنند. روز اول کارشان awkward اما مودبانه است، با این حال جک به خوبی از وضعیت ممتاز سو به عنوان دختر یک ژنرال محترم آگاه است. اما این مأموریت عادی نخواهد بود: در حالی که آنها هدف خود را بر روی یک مظنون تروریستی بدون سلاح قرار میدهند، یک جنگ قدرت بین سو باهوش و پیچیده و جک سختکوش و کارگری به وجود میآید.