زیّا و همسرش ارون در شهرک معدنکاری سیلزیا پس از از دست دادن شغلش و پذیرش خواستههای تحقیرآمیز در دفتر کار، با کمبود معاش روبهرو میشوند. وقتی زیّا با منیکا، فرد مرفه آشنا میشود، به کار در کلوپ شبانه پیشنهاد میشود؛ ابتدا تمیزکاری و سپس شرطی شوکهکننده: به فحشا روی آوردن یا ترک کار.