پس از بیدار شدن از خوابی عمیق در تاریکی مطلق، شان جاستیس دور و بر خود را احساس میکند و متوجه میشود که در یک جعبه چوبی کوچک است و کنار او دختر دوستش بیهوش افتاده است. با تنها دو ساعت زمان هوایی که باقی مانده، تقاضای باج ۵۰۰,۰۰۰ دلار نقد برای مکان زندان چوبی آنها مطرح میشود.