خط داستانی
رابرت، دوست پسرش مروک و برادر او فرِدی اخیراً در دنیایی ویرانشده و سرد که زامبیها در آن گشت و گذار میکنند، به بقای میکوشند. همراه با گروهی از افراد دیگر در عمارت منزوی پنهان میشوند اما همگی میدانند نمی توانند برای همیشه آنجا بمانند. آنها به کوهستانهای اتریش راهی میشوند اما تنها یک خودروی کوچک در اختیار دارند. به علاوه تنش رو به افزایش است و چرا فرِدی شبانه به طور مخفی فرار میکند؟