خط داستانی
به مناسب تولد سی و پنجمین سالگردش، هانا دوست پسرش رابرت را در حال رابطه می بیند او دوست دارد از زندگی اش خلاص شود اما پس از سقوط ناخواسته در رودخانه ایسار به بانک می رود و به دست سه سارق بانک هرج و مرج گرفتار می شود که او را گروگان می گیرند