خط داستانی
اگرچه در اواسط چهل سالگی هستند، دو برادر دوقلو به نام های طوفان و طایکان که در خانه سالمندان زندگی می کنند، به شدت به موسیقی عشق می ورزند. گروه موسیقی شان «نگاههای شیشه ای» نام دارد و از زندگی جدا می شوند و با نوشتن ترانه و آهنگسازی وقت خود را می گذرانند. نگاههای شیشه ای؛ بینشی شهودی به حقیقت در مه های اسکیزوفرنی؛ پیوند با واقعیت را با رشته های گیتار گره می زند؛ داستان برادری است که در آن اراده ها با ستایش و تبدیل به موسیقی از طریق فراتر رفتن از ساختن موسیقی، درهم می آمیزند.