خط داستانی
داستانی درباره دانشجویی به نام جکسن که عینکی می یابد که به او اجازه می دهد جهان معنوی را ببیند از طریق این عینک می فهمد که زندگی دوستانش به خاطر دشمنان نامرئی به سوی شر می کشد جکسن سعی می کند به دوستانش ثابت کند زندگی خنثی نیست و واقعیت های نامرئی بر زندگی شان اثر می گذارند آنها این را مضحک می دانند اما Cindy دوست نابینای جکسن می فهمد چیزهای زیادی وجود دارد که قابل دیدن نیستند در پایان جکسن با استفاده از قدرت عیسی مسیح خواهرش را از خطر می رهاند