رہائیل به عنوان مدیر با هتلی کار میکند که قبلاً توسط باجاج مالک بوده، اما پس از خودکشی او، پرم این هتل را میخرد و با همسر تازهعروسش آنجلی و خواهرش پویا که به راهایل عشق دارد، ساکن میشوند. آنها تصمیم میگیرند برای عروسی پرم و مالکیت هتل دو جشن همزمان بگیرند. پس از اعلام این خبر، پویا تماس تلفنی ناشناس میگیرد و از خطر جان پرم خبر میدهد.