خط داستانی
تولیس، خواننده سابق ۶۰ ساله، میخواهد دوباره به دنبال حرفه خود برود. همسرش، فوفو، سعی میکند او را به عشق متمرکز کند و دوستانش به او توصیه میکنند که برخی رؤیاها فقط باید رؤیا بمانند. تولیس سعی میکند زندگی زناشویی خود را بهبود بخشد، اما یک بروشور قدیمی که پیدا میکند به او یادآوری میکند که به خاطر خانواده از خوانندگی دست کشیده است. در نتیجه، تولیس از رئیس سابق خود میخواهد که به او شغلی بدهد، اما به او گفته میشود که برای این کار بیش از حد پیر است. فوفو به خاطر ناراحتی همسرش احساس مسئولیت میکند، بنابراین تولیس در تلاش برای نشان دادن عشقش، او را به باشگاه شبانهای که قبلاً در آن آواز میخوانده میبرد، برای او آواز میخواند و وقتی به خانه برمیگردند با هم عشقبازی میکنند.