خط داستانی
آسترید به کلبه تابستانی خانواده اش می رود، بهشتی امن از دوران کودکی اش، پس از اینکه به طور وحشیانه ای توسط غریبه ای مورد حمله قرار گرفت. به زودی دیدار خانوادگی ای که آرامش و امنیت می خواست تبدیل به رویاپردازی ترسناک و کابوس می شود وقتی غریبه با گروهی از همدستان بازمی گردد. آنچه از ابتدا به نظر می رسید مسئله ورود به خانه، به چیزی بسیار تاریک و سورئال تبدیل می شود.