خط داستانی
زنی جوان به نام دستشا بر اثر سانحه جاده ای که والدینش را می کشد صدایش و حافظه اش را از دست می دهد در حالی که به خانه ای ارث برده از مادربزرگش می رود با حضورهای شبح گونه ای روبه رو می شود که پزشک به اختلال استرسی پس از رویدادها نسبت می دهد آیا واقعاً ذهن او این ترفندها را می زند یا خانه را پژواک می کند؟