خط داستانی
شبِ تمام ارواح و گروهی از نوجوانان با یک شوخی دوستانِ خود با نام "اسکلت" بازی میکنند. همان شب با انتقامِ ارواحِ مارکیز دو گورتی همزمان است. نوجوانی به نام سور هوانا به همراه عموش، کشیش محلی، باید دست به دست هم دهند تا روحِ اسکلت را before از دیر شد نجات دهند