چه احساسی دارد که کودکی هر روز از والدینش همان سوال را بپرسد: او بیشتر به کی عشق می ورزد؟ مادر یا پدر؟ اگر مادر به شدت عاشق پسرش باشد اما شرایط او را مجبور کند که کودک را از پدرش دور کند، چه باید بکند؟ و اگر پدرش پسرش به طور دائم به آمریکا برده شود و نتواند زندگیاش را بدون او تصور کند، چه باید کرد؟ این داستانی است درباره انتخاب. وقتی والدین برای کودک تصمیم میگیرند، اغلب بر اساس راحتی خود عمل میکنند. کودک نیز به خاطر ترس از آسیب زدن به والدینش موافقت میکند، اما زمان میگذرد، او بزرگ میشود و در یک نقطه تصمیم میگیرد. تنها والدین از این موضوع بسیار بیشتر آسیب خواهند دید.