خط داستانی
الکس یک میلیونر است که میخواهد میلیاردر شود. برای رسیدن به این هدف، او دست به ماجراجویی خطرناکی میزند. او ناگهان از وجود هتلی در کوهستان باخبر میشود که ظاهراً حاوی مقدار زیادی طلا است. این تاجر نقشه سادهای میکشد: به محل برسد، با صاحب هتل دوست شود، دخترش را مسحور خود کند، با او ازدواج کند و کسی شود که در نهایت تمام طلاها را به دست میآورد. اما این نقشه بینقص، چندین نقطه ضعف داشت. ماجراجویان دیگری نیز از وجود طلا باخبرند و دختر صاحب هتل نامزد دارد.