خط داستانی
نورماندی، ۱۹۳۴. لودو، که توسط عمویش امبروآس، یک بادبادکساز، بزرگ شده، با لیلای کوچک دوست میشود. او به مدت پنج سال از او دور میماند، اما وقتی دوباره همدیگر را ملاقات میکنند، یک رابطه عاشقانه آغاز میشود. جنگ آغاز میشود و این زوج جوان را دوباره از هم جدا میکند. لیلا مجبور به رفتن به لهستان میشود، در حالی که لودو با عمویش میماند. آیا لودو آماده است هر کاری انجام دهد تا محبوبش را پیدا کند؟