خط داستانی
اگر جان به اندازه نیمی از مردی که مالی است، بود، او و پدرش وضعیت بهتری داشتند. مالی با تلاش و جاهطلبیاش پانصد دلار پسانداز کرده تا به دانشگاه برود و تحصیلاتش را کامل کند؛ او به دستاوردش بسیار افتخار میکند. جان جوانی است با افکار بیمورد و ولخرج، که از نگهداشتن شغلش به عنوان یک مکانیک ماهر امتناع میکند و اصرار دارد وقتش را به بیهدفگردی و خوشگذرانی بگذراند. مالی برادرش را دوست دارد و سعی میکند او را ترغیب کند تا راهش را اصلاح کند و مردی از خود بسازد.