خط داستانی
داستان در دهه ۱۹۷۰ در یکی از استانها رخ میدهد. راوی داستان، گاسپار، نوجوانی ۱۷ ساله است که در دفتر خاطرات روزانه خود، آزار و اذیت همجنسگراستیزانهای را که قربانی آن است ثبت میکند. آزارگر او دانشآموزی از دبیرستانش به نام جورجیا است. او دختری رها شده است که به همراه برادرش فرانسیس و دوستان موتورسوارش در یک کمون زندگی میکند. جورجیا در دبیرستان هیچ کاری انجام نمیدهد. او از سوی مدیریت مدرسه، به عنوان یک عنصر بزهکار، نوعی زن جنگجوی نئونازی، گوسفندی علاجناپذیر قلمداد میشود که زنگهای تفریح را صرف کشیدن سیگار کریون ای، نوشیدن از فلاسک نقرهای خود با محتویات مشکوک و منحصراً خواندن رمانهای نویسنده محبوبش: لویی-فردینان سلین میکند.