خط داستانی
فیلم با بازیگر کهنهکار هاریش میشرا آغاز میشود که به شدت بیمار است. عذابهای یک فیلمبرداری او را در کما برده است. همبازیاش، شبنم، نگران و مضطرب است، اما کارگردانشان، سیدارت، به طرز عجیبی فاصله میگیرد و از دیدن ستاره بیمار خود امتناع میکند. در فلشبکها، داستان آنها شکل میگیرد.