خط داستانی
استین فهیم رویاپرداز است که عمرش را صرف کارش کرده است. او به خانواده های زیادی در یافتن عزیزان گمشده کمک کرده است اما با پسر بزرگسال خودش قطع رابطه دارد. تولد نوه اش نزدیک است و فرصتی برای آشتی باقی مانده است. هیچ چیز نباید به اشتباه برود. اما در راه رسیدن به آنجا، با زنی ناامید مواجه میشود که پسرش گم شده است و او را به عنوان آخرین پناه میبیند.