خط داستانی
مکس از فشارها و تصمیمات بزرگ شدن احساس خستگی می کند و به دوستان قدیمی و مکانهای آشنای دوران مدرسه اش ارج می نهد او از بهترین دوست سابق خود جونا را به سفری با قایق دعوت می کند تا به دوران کودکی شان بازگردند اما اکنون جونا دوست دخترش نورا را هم با خود می آورد و به سرعت روشن می شود که روزهای آن ها در قایق با روزهای قدیمی تفاوت خواهند داشت این یک نمایش درون قایق است که از دوستان قدیمی روابط و مکان هایی می گوید که باید با آن ها وداع کرد و همچنین از این که چگونه گاهی برای احساس تغییرمان ناچار به بازگشت به الگوهای قدیمی رفت تا بتوانیم تغییرمان را احساس کنیم