خط داستانی
داستانی گرم و دلنشین از عمر، جوجهاردک زشت، که آرزوی کریسمس او تنها این است که جایی پیدا کند که به آن تعلق داشته باشد. او با سوار شدن به یک وسیله نقلیه به شهر بزرگ میرود و با یک دختر فراری ملاقات میکند و این دو نفر معنای واقعی کریسمس را کشف میکنند.