خط داستانی
این فیلم به شدت طرفدار کسب و کار داستان یک جوان را روایت میکند که درسهایی درباره سرمایهداری میآموزد و اینکه چگونه شهرش به کارخانههایش برای ادامه زندگی وابسته است. جری جوان به یک شورش کارگری در خارج از یکی از کارخانههای شهرش برخورد میکند و تحت تأثیر جمعیت و سخنران آتشین قرار میگیرد. او در آستانه پیوستن به خشونت جمعیت است که توسط یک پلیس که پدربزرگش را میشناسد از درگیری بیرون کشیده میشود. پلیس او را به خانه میبرد و پدربزرگش که شهر را زمانی که "یک زمین خالی" بود به یاد میآورد، داستان چگونگی "ساخت" شهرشان توسط شرکت مانسون را برای جری تعریف میکند.