خط داستانی
سلما شش ساله و الیوت شش ساله در تعطیلات تابستان هستند. سلما از برادر کوچکش که توجه مادر را بیشتر میگیرد احساس حسادت میکند. در جنگل پشت خانه حیوانات وحشی وجود دارند. شبی سلما به الیوت میگوید همسایه خرسی را نزدیک خانه دیده است. سلما به شکوفایی کنجکاوی الیوت نسبت به جنگل نگاه میکند و همزمان آرزوی خلاص شدن از او را دارد زیرا همیشه باید از او مراقبت کند. همان شب او باز هم درباره خرسها به او میگوید و به طور عمد کنجکاوی او را تغذیه میکند. آن شب، الیوت به جنگل میگریزد