خط داستانی
در پسزمینهٔ کنی آیلند با آتشبازیهای چهارم ژوئیهٔ هزار و نهصد و چهل و نه، دلا، زنی جوان و باخته، از همسرش جدا میشود تا آیندهای روشنتر بیابد. سفر شجاعانهٔ او به یافتن همدل نامتوقعی به نام میشکا در سوی سفید شهر منجر میشود. گرچه راههایشان در تاریکترین زمانها با هم میگذارند، با ایمان به حقیقت، راهی برای کشف نور در یکدیگر مییابند.