خط داستانی
زمانی که پدر لیسا در یک تصادف رانندگی کشته میشود، متوجه میشویم که او یک دختر مخفی از ازدواج اولش دارد. نام او ماری است و او یک قاتل محکوم است که به طور زودهنگام از زندان آزاد شده و با یک هدف واحد - انتقام - به زندگی ادامه میدهد. ماری با هویت مخفی به نام بثنی زندگی میکند و به طرز زیرکانهای به زندگی و کار نزدیک لیسا نزدیک شده و در حال برنامهریزی برای انتقام خود است، به عنوان پرداختی برای زندگی که احساس میکند از آن محروم شده است - زندگی که او احساس میکند پدرشان ناعادلانه به لیسا داده است. ماری یک تله مرگبار برای لیسا آماده کرده تا آنچه را که حق اوست پس بگیرد و این باعث میشود که لیسا، مادرش و دوستانشان برای زندگی خود در برابر خواهر قاتلشان که هرگز نمیشناختند، مبارزه کنند.