خط داستانی
بانوی کاملیا داستان عاشقانه غمانگیز کورتزانی به نام مارگریت گوتیه و بورژوای استانی آرمان دووال را روایت میکند. پدر آرمان با این رابطه مخالف است و مارگریت را متقاعد میکند که آرمان را ترک کند و به او میگوید که او را به خاطر مرد دیگری ترک کرده است.