لالیتا چشم ج بی را جذبه میکند و او بلافاصله عاشق او میشود و تصمیم میگیرد با او ازدواج کند. او به عموى لالیتا مادنلاال رشوه میدهد تا لالیتا را وادار به ازدواج کند. با این حال، لالیتا امتناع میکند و ج بی او را میرباید و او را مجبور به ازدواج میکند. شبی سرنوشتساز، لالیتا موفق به فرار میشود و با راج و خانوادهاش که پیرمردی دلبسته او است و میخواهد او را به هر قیمتی شوهر دهد مواجه میشود